ميرزا محمد حيدر دوغلات

321

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ميرزا را به دست تعظيم و گردن انقياد برداشته ، اتفاق تمام در ميان ايشان به حاصل آمده بود . چون پدرم - برّد اللّه مضجعه « 1 » - به هرات رسيد به استقبال مردم آمدند و مورد او را نيك مكرم داشته در منزل مناسب نزول اجلال را معين ساخته ، نزولى كه به ترتيبات مرتب بود ترتيب نمودند و به وقت ملازمت مير محمد برندوق برلاس كه از امراء شاهرخى بوده در آن اوان از وى به حسب سن و مرتبه و اصالت و راى و رؤيت و توره ، كس مقدم‌تر در الوس جغتاى نبود به لطايف تملقات تعظيم زانو زدن را گوش گذار كرد . پدرم به سمع رضا اصغاء نمود و به نوعى كه چشمداشت ايشان بود تلقى كرد . ميرزا نيز به انواع عاطفت ، مقرر داشته ( 133 پ ) بر جميع فرزندان خود ، حتى ميرزا بديع الزمان كه اسن و اعزّ و امجد اولاد ميرزا بود ، تقدم فرمود . در چنان شدى كه جنت كنايه از وى تواند بود ، در غايت تعظيم و تكريم ، به انواع ناز و نعيم مىبودند . ميرزا تكليف اقامت را يكى از نباير خود را با پدرم نسبت فرمود و هرچند كه بودن خود را مصلحت نمىديد زيرا كه ميرزا بغايت از كبر سن و علت فالج و نقرس ، فرو مانده بود و رشادت فرزندان ميرزا آن مقدار نبود كه جانشين ميرزا شده به شاهى بيگ خان مقاومت توانند كرد اما نسبت را مناسب دانسته قبول كرد . در خلال اين احوال شاه بيگم كه سابقا مذكور شده بود كه براى درخواست از مغولستان به سمرقند ، پيش شاهى بيگ خان آمده بود ، شاهى بيگ خان عزيمت استخلاص خوارزم را كه تعلق به سلطان حسين ميرزا داشت مصمم كرده و به اشارت او پدرم به خراسان گريخت و سلطان سعيد خان به مغولستان فرار نمود و باقى اعاظم مغول را اكثر به گريختگان مؤيد ملحق ساخت و بعضى را در سياه چاه زندان و در بند آن كشيد و شاه بيگم را به حكم اخراج به خراسان فرستاد و ساير الناس مغول را همراه به خوارزم برد « 2 » . در تعداد اسامى فرزند [ ان ] يونس خان مذكور شده است كه نخستين فرزند ايشان ،

--> ( 1 ) . نگ : - برّد اللّه مضجعه . ( 2 ) . نب : برده .